محمد تقي جعفري

160

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

مسائل بشرى روبرو ميشوند و دچار بدبينى مىگردند ، گفته مىشود ما هرگز كارهاى بسيار بزرگى را كه بشر مخصوصا در دورانهاى جديد انجام داده و صنعت را تا حد خيره كننده بالا برده است ، به هيچ وجه مورد ترديد و انكار نمىدانيم بلكه ما با در نظر گرفتن استعدادها و امتيازات با ارزش انسانى كه از هزاران سال پيش تاكنون در اين موجود سراغ داريم ، اين مسئله را مطرح مىكنيم كه : آيا بشر در مسير تحولات طبيعى خود رو به تكامل عقلانى در « حيات معقول » پيش مىرود و يا از آغاز تلاش و تكاپو در تاريخ حيات طبيعى محض حركت مىكند اگر بخواهيم به اين مسئله پاسخ واقعى مستند به شواهد عينى بدهيم و به حماسه سرائىها و تعارفات متكى به نوعى خودپرستى كه در تعظيم جمعى كه شخص خودپرست جزئى از آنست ، اعتنائى نكنيم ، بايد مسائل موجود بشرى را كه قرنها در زندگى طبيعى او گريبانگيرش شده است مطرح نمائيم . ما در اين مبحث با قياسهاى متكى به اصول پيش ساختهء ارسطوئى و مسائل تجريدى مربوط به استنباطهاى شخصى خود وارد بحث نمىشويم ، بلكه با اندك مطالعهء صميمانه مىتوان اين مسائل را در آثار قلمى و اعترافات شفاهى متفكران جوامع امروزى مشاهده كرد - كتابهايى مانند « هشت گناه بزرگ انسان متمدن - تأليف كنراد لورتس ترجمهء آقاى دكتر محمود بهزاد و آقاى دكتر فرامرز بهزاد » و « انسان موجود ناشناخته ، تأليف الكسيس كارل ، ترجمه آقاى دبيرى » « فلسفهء پوچى تأليف آلبركامو » و ديگر كتابها و مقاله‌هاى كه در « فلسفهء پوچى » نوشته شده است . و « تمدن و دواى آن » اين كتاب اخير را اين جانب نديده‌ام ، ولى فرازهايى از آن را بوسيله اهل تحقيق كه آن را خوانده‌اند ، شنيده‌ام . پيش از شروع به طرح مسائل جارى در تاريخ « زندگى طبيعى محض » انسانها ، اين نكته را يادآور مىشويم كه : ما هرگز در صدد عدم ضرورت يا ابطال « زندگى محض طبيعى » نيستيم ، زيرا چنين كارى جز انكار واقعيت چيز ديگرى محسوب نمىگردد ، بلكه مىخواهيم بگوئيم : انسان با آن مختصات